نویسنده :
معصومه سینائی نژاد
درسال 2005 استفاده از تلفن همراه به شدت افزايش يافت ،مردم فقط از اين وسيله براي صحبت كردن يا ارسال پيام هاي متني استفاده نمي كنند بلكه بوسيله آن اخبار و اطلاعاتي را كه در پيرامون آنها اتفاق افتاده است ،براي ديگران مي فرستند و با ديگران به اشتراك مي گذارند.
ما به سمت سالي پيش مي رويم كه درآن مردم توسط فيلم ها،موسيقي و اخبار،اشباع مي شوند.
سال 2005 به ما ثابت كرد كه لوازم تكنولوژيكي ما را به سوي مسيراصلي رسانه ها مي كشانند و ابزاري قدرتمند براي بيانيه هاي سياسي و گزارشات هستند.
حادثه تسونامي نيروي بالقوه اين وسائل را بيشتر آشكار كرد،در يك تحقيقات، بسياري از خاطرات اين حادثه به صورت گرافيكي جمع آوري شد و بار ديگر به نمايش درآمد و بدين ترتيب اين امكان به وجود آمد كه حادثه تسونامي را از طريق اطلاعات شخصي جمع آوري شده افراد،بازگوكنند و نمايش دهند.
در بمب گذاري هفتم جولاي لندن و طوفان كاترينا در آمريكا،نيز شهروندان نقش بسيار زيادي را در توليد اخبار ،نسبت به گذشته داشتند.
تركيب اطلاعات شاهدان عيني اين وقايع ،عواقب بعدي حوادث فوق را قبل از اينكه دوربين هاي مطبوعاتي بتوانند آنها را گزارش دهند،نشان مي داد.
اخيرا شبكه بي بي سي 6هزارو500 ايميل از تصاويرگرفته شده توسط تلفن همراه و كليپ هاي ويدئوئي را دريافت كرده است كه نشان مي دهد آتش در مخزن نفتي بونس فيلد،هزاران بار بيشتر از تعداد آتش سوزي هاي ناشي از بمب گذاري در لندن است.
با وجود اين همه گزارش از شهروندان،رابطه بين توليد كنندگان خبر و مصرف كنندگان نيز طبعا تغيير مي كند وژورناليست هاي شهري خواهان حقوقي براي انتشار اطلاعات خود هستند.
بنابراين به نظر مي رسد صنعت رسانه اي بايد به فكر اين مسئله باشد كه چطور مردم را قانع كند كه به منبع موثقي از اطلاعات و اخبار دسترسي دارد و اين اطلاعات متعلق به چه كسي است و چه كسي حق انتشار اين مطالب رادارد .اما شكي در اين مسئله نيست كه، اين ابزارات رسانه اي با وجود شبكه پر سرعت،مي توانند سهم بسيار مهمي را در زندگي سياسي و ارتباطاتي داشته باشد .
اين وسائل در مبارزات انتخاباتي هم مورد استفاده قرارگرفتند .استيو گارفيلد،يك بلاگر آمريكائي، نشان داد كه چطور اين وسائل توسط سياست مداران مورد استفاده و تحت كنترل آنها قرار مي گيرد .در يك راي گيري براي يك شورا،وي به راي دهندگان ،ارتباطات مثبت و منفي سياستمداران را نشان داد و بعد به اين نتيجه رسيد كه در انتخابات رياست جمهوري سال 2008 بسياري از سياستمداران آمريكائي از چشم مردم خواهند افتاد .
اين نوع ابزار،وبلاگ ها،بلاگ هاي ويدئوئي ... در دسترس عموم قراردارند و اطلاعات هر كدام از اين ها به راحتي در ديد عمومي قرار مي گيرد .
همانطوركه با سال 2005 خداحافظي مي كنيم 65.9درصد يا 16.5 ميليون خانواده انگليسي درحال تماشاي تلويزيون هاي ديجيتالي خود هستندو 99درصد به لوازم ارتباط جمعي و 57.4درصد به اينترنت دسترسي دارند.
در سال جاري شاهد همگرائي بيشتر رسانه هاي رايج مانند تلويزيون و لوازم الكترونيكي با باندهاي وسيع، هستيم.
اما نقش اين نوع وسائل در حمايت ازتغييرات ناشي ازحضور و تاثير قطعات الكترونيكي بايد مشخص شود.
دولت انگلستان بسيار نگران رابطه دولت،رسانه ها و عموم مردم است.
سئوال اينجاست كه با حضور شديد اين ابزار چه اتفاقي براي اتحاد وپيوستگي اجتماعي خواهد افتاد و دولت چگونه مي تواند رسانه ها را رهبري كند.
بعضي معتقد اند اتحاد الزام آور بين دولت،رسانه ها و عموم مردم ،توسط عدم همگرائي رسانه ائي از بين خواهد رفت.
با توسعه انواع وسائل رسانه اي ، فرصت انتخاب بيشتري براي مردم در اينكه چه چيزي را ببينند،اخبار چه معنائي دارد و چه كسي آن ها را منتشر كرده است، فراهم مي شود.
تغيير رويه ارائه اخبار ،منابع خبري را افزايش مي دهد و به هركسي اجازه مي دهد به جهان خبر بپيوندد و در اين حيطه گفتگو كنند.
خيلي ها مايلند كه در زمينه توليد خبرفعاليت كنند ولحظاتي را شكار كنند كه يادداشت ماندگار آنها را در تاريخ به همراه دارد.
دن گيلمورز، كه در گذشته يك رزونامه نگار بوده است،دراين رابطه مي گويد،ما به اكوسيستم ژورناليسم و رسانه ها با اخبار پيشرفته نيازمنديم.به موسساتي بزرگ نيز جهت اين كار احتياج داريم ،همچنين اطلاعات و ايده ها بخش حياتي اين سيستم هستند. وي ادامه داد ، دوازده ماه آينده،سال بسيار هيجان انگيزي را خواهيم داشت. |